فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

195

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

هر آن كس كه راه وفا را گذاشت * ز كس در دو عالم وفايى نديد الحكايت بعد از رجوع از سفر شام عزم واثق حزم حضرت اعلى جزم شد كه جناح كفر و جماح گروه محمّد فلّاح مكسور « 1 » گردد و طايفهء مشعشع كه مخالفان شرع متّبع‌اند ، به قهر الهى « 2 » مقهور شوند . امر عالى نفاذ يافت كه بايندر بيك « 3 » از راه مودّت و وفاق متوجّه صوب عراق گردد و لشكر عراق را سره « 4 » كرده از راه بغداد توجّه صوب جزاير ( 103 - پ ) نمايد و امراى فارس از راه حويزه « 5 » و شوشتر به قمع بلاد آن مخذول مشغول شوند . بايندر بيك « 6 » از ييلاق « 7 » سهند بدين عزيمت ارجمند متوجّه عراق شد . چون به حوالى همدان رسيد از جادّهء وفاق برخاست و بر مسند شقاق نشست و باب خلاف بگشود و در ايتلاف بربست . داعيهء جهانگيرى او را از مقام ايالت و اميرى مستنكف ساخت و ارادت تخت و عالم دارى او را از مسند امارت و سپهدارى بينداخت . سر بر « 8 » هماى سلطنت داشت از اتاقهء امرا سر مىكشيد و چتر خلافت بر مىافشاند . رايت اميرانه را علم فقيرانه مىديد . مثنوى « 9 » سرى كو سوى چترِ شاهى كشد « 10 » * هوايش به گردون پناهى كشد « 11 » به پيش كسى كى سجود آورد * كجا سر به طاعت فرود آورد و چون بر او ظاهر بود كه اگر مخالفت اظهار كند و داعيهء فاسدى كه مكنون خاطر جاحدش بود ، آشكار گرداند ، هيچ هوشى پريشانى او را طايع « 12 » و هيچ گوشى هذيان

--> ( 1 ) . P : مكسور + مكسور . ( 2 ) . KP : آلاهى . ( 3 ) . KP : بك . ( 4 ) . F : سيره . ( 5 ) . P : دويزه . ( 6 ) . KP : بك . ( 7 ) . PF : ييلاغ . ( 8 ) . F : سرير هماى . ( 9 ) . P : شعر . ( 10 ) . P : كشيد . ( 11 ) . P : كشيد . ( 12 ) . PF : طالع .